تبلیغات
منتظران ظهور - درسهایی از سیره پیامبر(ص)
 
منتظران ظهور
سبز فقط سبز علی .......... رهبر فقط سید علی
درباره وبلاگ


به نام خدا//
خوش آمدید//
ما رو با نظراتتون خوشحال کنید//
اگر مایل به همکاری هستید در بخش نظرات به ما اطلاع دهید//
در صورت اشکال در هر مطلب آن را سریعا به ما اطلاع دهید//


مدیر وبلاگ : سید سجاد صفوی
پیامبر اعظم(ص)با مركب تفكر و تعقل از مرز ماده و طبیعت عبور كرده و در آن سوی این پدیده های چشم گیر و در همان حال ناپایدار و زودگذر، به پدید آورنده و آفریدگار نیرومند و دانا و ابدی و ازلی می اندیشید و محصول آن، روی آوردن به وی با همه وجود و تسلیم در برابر او بود.

اشاره
خداوند پیامبر اعظم خویش را با سیره توحیدی تربیت و تأدیب كرد و به حضرتش فرمود:
«قل ان صلابی و نسكی و محیای و مماتی لله رب العالمین».
بگو:«در حقیقت،نماز من و (سایر)عبادات من و زندگی و مرگ من،برای خدا،پروردگار جهانیان است».
اگر سیره ای براساس اعتقاد به خداوند تنظیم و استوار شد، همه اوصاف نفسانی و نیز افعال و حركات انسانی بر پایه توحید الهی شكل می گیرد.اگر نبی اعظم در مسائل اعتقادی جز وحی سخن نمی گوید و در حوزه عملی جز صراط مستقیم نمی پوید،برای این است كه از صدر عقیده تا ساقه عملش همه و همه بر توحید استوار است.چنین شخصی زندگی و مرگش موحدانه و سیره اش سیره توحید و سرمشق همه سالكان كوی دوست و رهروان راه حق،حتی معصومین علیهم السلام است،
به عنوان نمونه:
سالار شهیدان حسین بن علی(ع) نهضت الهی خود را اقتدا و تأسی به پیامبر (ص) می داند.
و می فرماید:
«انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی صلی الله علیه و آله ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنكر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب»:
من برای اصلاح طلبی در میان امت جدم رسول الله قیام كردم.می خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم و سیره جدم رسول خدا و پدرم علی بن ابی طالب را احیاء نمایم.
یعنی حركت به سوی كربلا و استقبال از شهادت و حمایت از دین با نثار و ایثار به پیروی از سیره پیامبر اعظم (ص) است.بنابراین سیره توحیدی و تأسی به رسول خدا (ص)،به مسائل اخلاقی و فردی محدود نمی شود،بلكه حوزه اجتماعی و سیاست و حكومت را نیز در برمی گیرد.
ما در این فصل سعی می كنیم به چند نمونه از سیره این « اسوه حسنه » در بعد اخلاق و رفتار فردی اشاره كنیم:

1- عبادت
ارزش و كمال آدمی به میزان ارتباط و همسویی او با مبدأ كمال بستگی دارد،هم در حوزه معرفتی و هم در عرصه عمل.هر اندازه این پیوند استوارتر و عمیق تر باشد،انسان از شكوفایی،كمال و بالندگی بیشتری بهره مند خواهد شد؛چرا كه:«و من كان یرید العزه فلله العزه جمیعا(1)؛هر كس سربلندی می خواهد،سربلندی یكسره از آن خداست».یعنی:كسی كه خواهان عزت و سربلندی است باید آن را از مبدأ،كه خدای سبحان است طلب كند و عزت تنها با سر نهادن به آستان قدسی ربوبی به دست می آید.
رسول خدا (ص) همان گونه كه در حوزه شناخت،بی نظیر و در بالاترین درجه معرفتی قرار دارد، در میدان عمل و پرستش نیز برترین مقام را دارد.او سالكی است كه در هر دو حوزه معرفت و عبادت به مقصد رسیده است و نخستین كسی است كه به ربوبیت حق اعتراف و در برابر او خضوع كرده است:
«انی كنت اول من اقر بربی جل جلاله و اول من اجاب».(2)
من نخستین كسی هستم كه به پروردگار خویش اقرار و فرمان او را به بندگی اجابت كرده است.
بندگی و عبودیت ریشه و خاستگاه همه كمالات و شئون رسالتی آن حضرت است.
به عبارت دیگر،تمامی مناصب و مقامات الهی معنوی رسول اكرم (ص) در پرتو مقام عبودیت آن گرامی حاصل شده است.
قرآن كریم وقتی می خواهد تعبیر«عبد»را درباره سایر انبیاء به كار ببرد همراه با ذكر نام آنان به كار می برد؛مثلا می فرماید:«و اذكر عبادنا ابراهیم و اسحق و یعقوب اولی الایدی و الابصار».(3) اما پیامبر اعظم (ص) را بدون نام یاد می كند.عبد مطلق به آن بنده كامل انصراف دارد:
«تبارك الذی نزل الفرقان علی عبده لیكون للعالمین نذیرا».(4)
بزرگ و(خجسته)است كسی كه بر بنده خود فرقان(كتاب جدا سازنده حق از باطق)را نازل فرمود،تا برای جهانیان هشدار دهنده ای باشد.
«سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی باركنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر».(5)
منزه است آن(خدایی)كه بنده اش را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی مسجدالاقصی– كه پیرامون آن را بركت داده ایم–سیر داد،تا از نشانه های خود به او بنمایانیم كه او همان شنوای بیناست.
از اطلاق« بنده» در قرآن كریم،فرد كامل آن– كه وجود مبارك پیغمبر اسلام است – به ذهن می آید؛زیرا عبودیت او از همه عبودیتها كامل تر و برتر است.دیگران«عبد مقید»یعنی بنده تعینات مقیده اند،ولی او بنده آن مقام اطلاق است.(6)
مقام معظم رهبری درباره عبادت رسول خدا(ص)می فرماید:
پیامبر(ص) با آن مقام و با آن شأن و عظمت،از عبادت خود غافل نمی شد؛نیمه شب می گریست و دعا و استغفار می كرد.ام سلمه یك شب دید پیامبر نیست؛رفت دید مشغول دعا كردن است و اشك می ریزد و استغفار می كند و عرض می كند:«اللهم لاتكلنی الی نفسی طرفه عین»ام سلمه گریه اش گرفت.پیامبر از گریه او برگشت و گفت:این جا چه می كنی؟عرض كرد:یا رسول الله!تو كه خدای متعال این قدر عزیزت می دارد و گناهانت را آمرزیده است– لیغفرلك ما تقدم من ذنبك و ما تأخر– چرا گریه می كنی و می گویی خدای ما را به خودمان وانگذار؟فرمود:« ما یؤمننی»؛اگر از خدا غافل بشوم، چه چیزی مرا نگه خواهد داشت؟این برای ما درس است.در روز عزت،در روز ذلت،در روز سختی،در روز راحتی،در روزی كه دشمن انسان را محاصره كرده است،در روزی كه دشمن با همه عظمت،خودش را بر چشم و وجود انسان تحمیل می كند،و در همه حالات خدا را به یاد داشتن ، خدا را فراموش نكردن،به خدا تكیه كردن،از خدا خواستن؛این آن درس بزرگ ییامبر به ماست.(7)
شهید مطهری گوشه ای از سیره عبادی پیامبر اعظم (ص) را چنین توصیف می كند:
پاره ای از شب،گاهی نصف،گاهی ثلث و گاهی دو ثلث شب را به عبادت می پرداخت. با اینكه تمام روزش،خصوصاً در اوقات توقف در مدینه،در تلاش بود از وقت عبادتش نمی كاست.او آرامش كامل خویش را در عبادت و راز و نیاز با حق می یافت. عبادتش به منظور طمع بهشت و یا ترس از جهنم نبود.  عاشقانه و سپاسگزارانه بود.روزی یكی از همسرانش گفت:تو دیگر چرا آنهمه عبادت می كنی؟تو كه آمرزیده ای. جواب داد:آیا یك بنده سپاسگزار نباشم؟
بسیار روزه می گرفت.علاوه بر ماه رمضان و قسمتی از شعبان، یك روز در میان روزه می گرفت. دهه آخر رمضان بسترش به كلی جمع می شد و در مسجد معتكف می گشت و یكسره به عبادت می پرداخت؛ولی به دیگران می گفت كافی است در هر ماه سه روز روزه بگیرند.می گفت به اندازه طاقت عبادت كنید.بیش از ظرفیت خود بر خود تحمیل نكنید كه اثر معكوس دارد .
با رهبانیت و انزوا و گوشه گیری و ترك اهل و عیال مخالف بود.بعضی از اصحاب كه چنین تصمیمی گرفته بودند،مورد انكار و ملامت قرار گرفتند.می فرمود:بدن شما،زن و فرزند شما و یاران شما همه حقوقی بر شما دارند و می باید آنها را رعایت كنید.
در حال انفراد عبادت را طول می داد.گاهی در حال تهجد ساعتها سرگرم بود؛اما در جماعت به اختصار می كوشید،رعایت حال اضعف مأمومین را لازم می شمرد و به آن توصیه می كرد. (8)

2 - تفكر و تعقل
« تفكر» از ریشه «فكر» به معنای اندیشه و در امری دقیق و باریك شدن است.حقیقت تفكر كاربرد نیروی عاقله در به دست آوردن مجهولات از تجزیه و تركیب معلومات است.راغب در تبیین مفهوم تفكر می نویسد:تفكر اعمال نظر و تدبر است برای دستیابی به واقعیات و عبرتها و غیر آنها. (9)
«تعقل» نیز از ماده«عقل» به معنای فهم،درك و معرفت است.
تفكر و تعقل در اسرار آفرینش آسمانها و زمین به انسان آگاهی و توان خاصی می دهد و نخستین اثر آن توجه به بیهوده نبودن خلقت و عمل بر مقتضای وظیفه است.غالباً«عقل» در مواردی به كار می رود كه«ادارك و فهم» با«عواطف و احساسات»آمیخته شود و به دنبال آن عمل باشد.
تدبیر،تفكر و دوراندیشی از برجسته ترین صفات و ویژگیهای رسول اعظم است كه در كاركردهای فردی و اجتماعی آن حضرت در طول زندگی پر بركتش كاملاً نمایان است.محدث قمی به نقل از ابن(ابی) هاله آورده است:
رسول خدا (ص) پیوسته در اندوه و تفكر بود و هرگز استراحت و آسایش نداشت.(10)
او پایه و قوام انسان را خرد او و دیانت را در خردمندی می داند (11)و معتقد است خوشبختی و نیكی تنها در پرتو عقل دستیافتنی است (12)و برای عقل نقش هدایتگرانه قائل است. (13)بر این اساس ارزش و عظمت انسانی را به میزان بهره مندی فرد از خردمندی.تعقل دانسته،می فرماید:
«اذا رایتم الرجل كثیر الصلوه،كثیر الصیام فلا تباهوا به حتی تنظروا كیف عقله».(14)
به افزونی زیاد نمازگزاردن و زیاد روزه گرفتن كسی مباهات نكنید تا آنكه بنگرید عقلش به چه میزان است.
با مطالعه و اندیشه درباره وضع قوم رسول خدا (ص)؛ وضعیتی كه در آغاز بعثت داشتند و موقعیتی كه در پرتو رهبری الهی و خرمندانه این پیامبر خدا و آیین و دستورات دینی همسو با خرد او پیدا كردند می توان فهمید كه آن حضرت خردمندترین و دوراندیش ترین مردم جهان بوده است.او مردمی را كه در پرتگاه جهل و خرافات غلتیده بودند و جز خشونت ، فخر فروشی ، غارت ، تندخویی و بادیه نشینی كارنامه ای نداشتند چنان تربیت و رهبری كرد كه پرچمدار عدالت و آزادی و دانش و خردمندی گشتند.
رسول اعظم(ص)به تفكر و تعقل از همان اوائل زندگی كه در سرزمین اجیاد،در اطراف مكه به شبانی می پرداخت اهتمامی ویژه داشت و با عزلت و تنهایی در آن سكوت صحرا ساعتها به فكر فرو می رفت و در امر وجود و حیات و نظام خلقت و رسالت آینده اش غور می نمود.او در دنیایی غیر از دنیای قوم خود می زیست.او با مركب تفكر و تعقل از مرز ماده و طبیعت عبور كرده و در آن سوی این پدیده های چشم گیر و در همان حال ناپایدار و زودگذر،به پدید آورنده و آفریدگار نیرومند و دانا و ابدی و ازلی می اندیشید و محصول آن،روی آوردن به وی با همه وجود و تسلیم در برابر اوست:
«انی وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا و ما انا من المشركین».(15)
به راستی من خالصانه،روی دل به سوی كسی داشته ام كه آسمانها و زمین را آفرید و من از مشركان نیستم.
هر چه بر زندگی آن حضرت می گذشت و به زمان موعود نزدیك تر می شد دلبستگی اش به مطالعه در نظام خلقت و تفكر و تعقل افزون تر می گشت.او برای این منظور خلوتگه جبل النور(كوه حرا) را مناسب تر یافت و اكثر اوقات خود را در آن جا بسر می برد و با اندك توشه،روزها در آنجا معتكف می شد. اندیشه های عمیق درونی،ناسازگاری محیط و شوق دیدار یار از عوامل زمینه ساز این انزوا بود.این حالت خلوت در ماه رمضان به اوج می رسید . یار تنهایی و خلوتش؛علی(ع) در این زمینه می فرماید:
«و لقد كان یجاور فی كل سنه بحراء فاراه و لایراه غیری».(16)
و(رسول خدا(ص) ) هر سال(مدتی)در حرا اقامت می گزید.من او را می دیدم و جز من كسی او را نمی دید.

3- دانش
خداوند متعال جایگاه و رتبت صاحبان دانش را،آن هم در والاترین مقامها،یعنی مقام گواهی بر وحدانیت خدا؛همسان خود و فرشتگان قرار داده و فرموده:
«شهد الله انه لا اله الا هو و الملائكه و أولوا العلم قائماً بالقسط لا اله الا هو العزیز الحكیم».(17)
خداوند كه همواره نگاهبان عدل(و درستی)است گواهی می دهد كه جز او معبودی نیست و فرشتگان و دانشوران(نیز گواهی می دهند)؛جز او معبودی نیست كه شكست ناپذیر حكیم است.
بر این اساس در نخستین سوره ای كه بر پیامبرش فرو فرستاده از خواندن و دانش و قلم سخن می گوید و در سوره«الرحمن»پیش از یادآوری نعمت آفرینش،نعمت تعلیم قرآن را متذكر شده است.
اهتمام به دانش و تشویق به علم اندوزی هم در گفتار رسول خدا متجلی است و هم در رفتار و سیره آن حضرت.
او در پرتو علم لدنی خدا دادی،عالم به غیب و شهادت است و به تصریح قرآن هر كاری كه انسانها انجام می دهند در شعاع دید و علم خدا،پیامبر(ص) و مؤمنان است؛(18)با این حال یكی از خواسته های او از خداوند افزایش دانشش بود :
«رب زدنی علما؛پروردگارا،بر دانشم بیفزای»!(19)
اگر بگوییم تجلیل پیامبر اعظم(ص) از علم و دانش از مهم ترین شاخصه های متمایز آن گرامی از دیگر آموزگاران بشریت و شاخص ترین عامل همبستگی و پل ارتباطی جهان نوین اندیشه و جامعه متمدن بشری با اسلام گشته است،سخن گزافی نگفته ایم.
هنگام طلوع خورشید اسلام در جهان عرب كه به جزیره العرب و برخی نواحی شمال غربی و شمال شرقی آن محدود می شد،هیچ نشانی از رشد فكری و گسترش علمی بروز نیافته بود.
فن شاعری،شیوه سخنوری و طالع بینی وخرافه گویی،تنها مظاهر علمی و فرهنگی عرب جاهلی بود. سخنان و سیره رسول خدا در علم آموزی،نیروی محركه ای به انرژیهای خفته و استعدادهای بالقوه نژاد عرب بخشید و مدینه؛مركز حكومت اسلامی نه تنها برای گروههای عرب،كه برای پژوهشگران خارجی، اعم از ایرانی،یونانی،سوری،‌عراقی و آفریقایی با رنگها و ملیتهای مختلف،به صورت یك پایگاه علمی درآمد .
هسته اولی سازمان آموزش،پژوهش و پرورش به دست رسول اكرم(ص) شكل گرفت و در دوره های بعد از سوی فرزندان و جانشینان در ابعاد وسیعتری پی گرفته و تكمیل شد.
اهتمام و تشویق به علم از سوی رسول خدا (ص) در بیان استاد شهید،مرتضی مطهری چنین آمده است:
به علم و سواد تشویق می كرد.كودكان اصحابش را وادار كرد كه سواد بیاموزند.برخی از یارانش را فرمان داد زبان سریانی بیاموزند.می گفت:دانشجویی بر هر مسلمان ، فرض و واحب است . و هم فرمود:حكمت را در هر كجا و در نزد هر كس ولو مشرك یا منافق یافتید از او اقتباس كنید.و هم فرمود: علم را جست و جو كنید ولو مستلزم آن باشد كه تا چین سفر كنید.این تأكید ها و تشویقها درباره علم سبب شد كه مسلمین با همت و سرعت بی نظیری به جست و جوی علم در همه جهان پرداختند. آثار علمی را هر كجا یافتند به دست آوردند و ترجمه كردند و خود به تحقیق پرداخته و از این راه علاوه بر اینكه حلقه ارتباطی شدند میان تمدنهای قدیم یونانی و رومی و ایرانی و مصری و هندی و غیره و تمدن جدید اروپایی،خود یكی از شكوهمندترین تمدنها و فرهنگهای تاریخ بشریت را آفریدند كه به نام تمدن و فرهنگ اسلامی شناخته شده و می شود.(20)

پی نوشتها
1 . فاطر،( 35 )،آیه 10 .
2 . بحارالانوار،ج 15،ص 15 .
3 .ص( 38 )،آیه 45:«و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را كه نیرومند و دیده ور بودند به یاد آور». 
4 . فرقان( 25 )،آیه 1 .
5 . اسراء(17)،آیه 1 .
6 .تفسیر موضوعی قرآن مجید،ج 8،ص 15– 17 .
7 . پرتو ولایت،( سیره پیامبر اعظم)،ص 55 – 56 .
8 . وحی و نبوت،ص 105 – 106.
9. المفردات،واژه « فكر» .
10. كحل البصر فی سیره سید البشر،ص 79 .
11. قصار الجمل،ج 2،ص 51 .
12. همان.
13. همان.
14. همان،ص 47.
15. انعام(6)،آیه 79 .
16. نهج البلاغه،فیض الاسلام،خطبه 234.
17. آل عمران(3)،آیه 18 .
18. توبه( 10)،آیه 105« قل اعملوا فسیری الله عملكم و رسوله و المؤمنون» .
19. طه( 20)،آیه 114 .
20. وحی و نبوت،ص 110 .

منبع: rasul-akram.blogfa.com



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 18 شهریور 1396 08:54 ق.ظ
I do not even know how I ended up here, but I thought this
post was good. I don't know who you are but definitely you're going to
a famous blogger if you are not already ;) Cheers!
جمعه 13 مرداد 1396 08:25 ق.ظ
Inspiring story there. What occurred after? Thanks!
شنبه 7 مرداد 1396 12:22 ق.ظ
It's wonderful that you are getting ideas from this
piece of writing as well as from our dialogue made at this
place.
دوشنبه 28 فروردین 1396 01:19 ق.ظ
Howdy I am so delighted I found your blog page, I really found you by accident, while
I was browsing on Yahoo for something else, Nonetheless I
am here now and would just like to say kudos for a remarkable post and a all round entertaining blog (I also
love the theme/design), I don’t have time to look over it all at the moment but I have
bookmarked it and also included your RSS feeds, so when I have time I will be
back to read much more, Please do keep up the fantastic b.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:08 ب.ظ
Hey! This post could not be written any better! Reading through this post reminds me of my
old room mate! He always kept talking about this.
I will forward this page to him. Pretty sure he will
have a good read. Thank you for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی